هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

689

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

شده است ، كه در ميان اردبيل دهات آنها را « جديد النّسق » مىنامند . چون شاهسون اردبيل را دهات بسيار آباد شده ، ديگر مثل شاهسون مشكين به مغان نمىروند . اگر از هر خانه يا دو خانه ، يك بنه هر سال به مغان به جهت محافظت گوسفندان و چهارپايان مىروند . هر طايفه را كدخدايى منصوب است ، كه معتبرترين كدخداهاى آنها نحف قلى بيك يورتچى است ، كه مشار اليه از جهت آبادى دهات و بزرگى طايفهء خود ، مثل ساير كدخداها تمكين از حاكم و غيره نمىنمايد . دهات طايفه يورتچى بيشتر از دهات طوايف ديگر است و خودشان آباد و كثرت نفوس‌شان زيادتر است . بهتر بود كه نصف فوجى از يورتچى گرفته مىشد ، كه مردمان « رشيد » و « كارآمدى » باشند ؛ و نصف ديگر از طوايف ديگر ، كه فوج اردبيل و مشكين 2 فوج مىشد . بدون تعيين ايل‌بگى ، انضباط امور شاهسون‌ها فى الجمله مشكل است ، كه حاكم به جهت منافع خود ، در فكر آبادى طايفه نخواهد بود و رسما بايد همه اوقات ايل‌بگى از خانواده نصير خان به شاهسون اردبيل مقرر نمود . الحال ، سواى رستم خان ، در خانوادهء آنها ، آدم « كافى » و « كاردان » نمانده است ؛ و صدماتى كه در اين چند سال به مشار اليه خورده ، اكنون بسيار « آرام » و « خوش‌رفتار » او را تعريف مىنمايند . در حقيقت ، مشار اليه آدم « قابل » و بسيار « صاحب كمال » و « باكفايت » و « باعرضه » و صاحب « جرأت » و « جلادت » « 1 » است . طايفهء دور سونخواجلوى شاهسون ، كه از اول گرفته شدن اين فوج سرباز شده بودند . جناب سردار كل ، چند سال سابق به كلى آن طايفه را سرباز قرار داده و خود آن طايفه را از جزو جمع حكومت موضوع « 2 » و به جهت آسودگى سرباز به صاحب‌منصبان اين فوج سپرده و هر ساله ماليات آنها را به دستيارى صاحب‌منصبان دريافت مىنمايند . حالات مشكين عرض [ و ] طول جولگا

--> ( 1 ) . جلادت ( Jaladat ) ، چابكى ، پهلوانى ، شجاعت . ( 2 ) . نهاده .